عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
106
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
و آن را سست ديدند ، و صواب ديد رأى خويش و مستحسنات عقول فرا پيش داشتند و به چشم تعظيم در آن ننگرستند تا اسير تهمت و شبهت گشتند ، نه اعتقاد بر بصيرت دارند نه سخن بر بيّنت نه طريق كتاب و سنّت ، راست چون درختى كه بيخش بدعت ، ساقش ضلالت ، شاخش لعنت ، برگش عقوبت ، شكوفهاش ندامت ، ميوهاش حسرت . فرمان است از درگاه عزّت به حكم اين آيت : فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ . اين درخت از بيخ بر آريد و اصل اين شاخها ببريد ، امامان كفر و بدعت را زينهار مدهيد و از ايشان هرگز ايمن مباشيد كه ايشان دزداناند و شما پاسبان . دزد پاسبان را كى دوست دارد و از وى كى ايمن باشد ؟ ! ائمة الكفر به اين قول كه گفتيم بشر المريسى است با دين تلبيسى و طريق ابليسى ، شيطان الطّاق آن زراق باتفاق بسر بود و او كه قرآن را مخلوق ، گفت ، براى و مراد جعد درهم كه فردا در دوزخ با فرعون خواهد بود بهم ؛ غيلان قدرى كه وى زنده كرده است دين گورى ؛ جهم صفوان كه در دين بوى اقتدا كردن نتوان . اين مبتدعان و پيشروان كفر و ضلالت در آخر عهد صحابه پديد آمدند و فتنها در دين آشكارا كردند و روى از منهج راستى بر تافتند تا ربّ العزّة قومى را از پيشروان اهل سنّت بر ايشان مسلّط كرد . چون عبد اللَّه بن عمر و عبد اللَّه بن عباس و مانند ايشان تا آن بدعتها نفى كردند و بتيغ كتاب و سنت بيخ جدال و بدعت ببريدند و متون احاديث پيغامبر ( ص ) بسلاسل اسناد مقيّد داشتند و حقّ از باطل جدا كردند و فرزندان خود را وصيّت كردند كه بر ايشان سلام مكنيد و چون بميرند بر ايشان نماز مكنيد . پيران طريقت گفتهاند : گناه اهل سنّت بعفو . نزديكتر است از طاعت مبتدع بقبول . قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَ يُخْزِهِمْ وَ يَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ . سماع نصرت بار قتال بر ايشان سبك كرد و وعدهء ظفر كار خطرناك بر ايشان خوش كرد . اينست سنّت خداوند جل جلاله كه بر هر تكليفى تخفيفى داشته و با هر عسرى يسرى روان كرد . وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ هر كسى را باندازهء بيمارى وى شفا داد ، يكى بيمار از كيد شيطان ، شفاء وى در قهر دشمن است ؛ يكى بيمار از شهوت نفس ، شفاء وى در قهر نفس ؛ يكى بيمار از تاريكى دل ، شفاء وى در نور معرفت است ؛ يكى بيمار